باسلام باید این توضیح را بدهم که باتوجه به تذکردوست خوبم
(امیر جعفرزاده)
عنوان این پست و ادامه ی این بحث را یک مقدار تعدیل کردم.
امید وارم که درمورد رسالتی که ازجهت اطلاع رسانی بردوش من قراردارد
کوتاهی نکرده باشم.
در این میان بخش مسکن هدف سفته بازی قرار می گیرد و طبیعی هم هست,
در تورم رونق نفتی اول هم همین اتفاق افتاده در اقتصاد ایران, یکی از نشانه های
بیماری هلندی این است که در واقع افزایش قیمت کالاهای غیر قابل مبادله بیش از
افزایش قیمت کالاهای قابل مبادله می شود, مسکن جزو کالاهای وارد شدنی نیست
و مردم می روند به سمت مسکن. مسکن در شهرهای بزرگ در چند سال اخیر قیمتش
بیش از دو برابر شده واین ناشی از هجوم دارایی های سرگردان به بازار دارایی هاست.
اگربورس ما خوب بود می رفتند سراغ بورس و حباب ایجاد می شد,
اگر ارز ما کم بود می رفتند سراغ ارز و شاهد تنزل ارزش ریال می شدیم,
اگر بازار جهانی طلا خوب بود می رفتند به سمت طلا,
وقتی نقدینگی در اختیار مردم قرار می گیرد, تقاضا برای پول کم می شود.
در شرایط تورمی تقاضا برای پول کم می شود, چون هزینه ی فرصت از دست رفته ی
نگهداری پول زیاد می شود و بنابراین به اصطلاح می گویند پول داغ (هات مانی)و
هر کسی سعی می کند سریعتر از شر پولش خلاص شود,
واین بدین معناست که پول بیشتر
گردش می کند و دامن یکسری کالا ها را در بازار می گیرد,
سیاست دولت در این شرایط برای مقابله با تورم چیست؟
بدیهی است که وقتی تقاضای کل افزایش پیدا می کند باید با عرضه ی متناسب پاسخ
داده شود, وگرنه قیمت ها بالا می رود, عرضه از دومحل تامین می شود.
یکی از محل تولید داخلی و دیگری از طریق واردات,
طبیعی است که وقتی در ایران رونق نفتی شکل می گیرد و دولت سعی می کند
منابع بیشر نفتی را تزریق کند به اقتصاد, تقاضا بالا می رود و از آن طرف ارز هم
فراوان است وقیمت ارزهم تثبیت می شود ( قیمت اسمی ارز)ودر واردات را
می گشاییم, این تجربه را در دوره ی شاه ملعون هم داشته ایم,
با باز گذاشتن درهای واردات, ایران می شود بهشت وارد کنندگان.
چه کسانی سود می برند؟ طبقه ی تاجر
طبقه ی تاجر سنتی ایران عاشق واردات است و بنابراین بازاری ها و آنهایی که
دستشان در واردات است خوشحال می شوند و پشت دولت قرار می گیرند,
خوب طبعا این کار را ما می کنیم که قیمتهای داخلی را کنترل کنیم و طبعا در
کنترل قیمتهای داخلی هم موفق می شویم, اما این از آن طرف به سر تولید داخلی
چه می آورد؟
عرضه ی زیاد با ارز ارزان توان رقابتی تولید کننده ی داخلی راکاهش می دهد.
این باعث می شود که تولید کننده ی داخلی زیانکار شود چون هزینه های تولیدش
به تناسب تورم در حال افزایش یافتن است ولی قیمت محصولش در بازار به تناسب
تورم افزایش پیدا نمی کند, پس شما باید در چنین شرایطی شاهد رکود بخش
صنعت باشید و همچنین بخش کشاورزی.
در این چند سال اخیر سه میلیون تن شکر وارد کشور شده که نیاز۳سال کشور است.
ما کشت و صنعت ها را سرمایه گذاری کرده ایم, الان محصولاتشان نافروش مانده.
کارگرانشان حقوق نمی گیرند و کارخانه جات قند و شکرما ورشکسته می شوند.
از قرقیزستان, قزاقستان, چین و ... آهن آلات ساختمانی وارد می کنیم,
کالاها و منسوجات چینی وارد بازار می شود,
کفش و پوشاک از ترکیه و چین وارد می شود,تولید کنده گان کفش ایران دچار رکود
می شوند..............
پس این هم یکی دیگر از نشانه های بیماری هلندی است که روی می دهد.
اما اینکه چرا واردات از ۱۸میلیارد دلار به ۳۵میلیارد دلار می رسد و همین طوری
افزایش پیدا نمی کند علتش این است که کشش تقاضایی برایش وجود ندارد,
مگر درآمد چقدر افزایش پیدا کرده؟
دولت نهم دروازه ها را باز گذاشته, هر پدیده یی افزایشی یک حالت اشباهی دارد,
یعنی به صورت منحنی لجستیک درمی آید آخرش(به صورت اس انگلیسی باز شده)
مگر می شود الی غیر النهایه واردات برود بالا و از تولید ملی هم بالا تر برود؟
نمی شود, بنابراین این هنر دولت نهم نیست که واردات را تعدیل کرده,
مثل سن رشد که بچه ها در این سن قد می کشند و کم کم قد کشیدنشان متوقف
می شود, اگر بیشتر شود یک بیماری است.
لذا امکان ندارد واردات بیشتر شود وهنر دولت نهم نیست,
واردات تا جایی که امکان داشته افزایش پیدا کرده و در تاریخ ایران بی سابقه است.
ادامه دارد............
نظر هم بدید