Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 8 تیر ماه سال 1387

مادر میان ماست

 و ستاره ها هم میان آسمان

و ما به گرد او در این شب تاریک از روی چهره ای که دیگر رنجور است وکم حرف

یاد می کنیم

 که مادر عطر ی از حقیقتی جگر سوز را به همراه می کشد

که شاید همه با هم آن را زنده کنیم

مادر میان ماست

 و این روز ها گر چه سختند ولی لطافتی از حضور او آرامشگاه قلب را می نوازد

 ودل زود رنجمان را اشاره به صبر خویش می کند

 اشاره به خیلی از ناله ها که مخفیانه زده

 اشاره به خیلی از گسستن ها که به ظن او نگفتنیست

 ومن هر بار که به او و این همه چیز یکجا می نگرم

 نفسم تنگ می آید

 و قطره های پر التماس را به درون خمی که می جوشاندشان باز می گردانم

 مادر میان ماست

 و کسی از کنار او حتی به لحظه یی جم هم نمی خورد

وگویی تماممان به انتظارنشسته ایم

 که هم اکنون نوایی از بلند ترین مرتبه های آسمان پیغام هرگز جدا نشدن را بیاورد

 امشب چقدر ثانیه ها با اصالتند

امشب چقدر خاموشی ها دوست داشتنیست

امشب همیشه در وجود نحیفم همیشگیست

 امشب که کاش زمان هم به یمن آن می آمد

 و برای این همه دل چاره می کشید

 مادر میان ماست

شنبه 1 تیر ماه سال 1387

ای دل اندر بند زلفش از

 

 پریشانی ننال

 

مرغ زیرک چون به دام

 

افتد تحمل بایدش

شنبه 18 خرداد ماه سال 1387

نگرانم

خیلی وقت بود که زمان منو شکه نکرده بود

یعنی احساس می کردم که آدم بسیار دقیقی هستم و هیچ چیز نمی تونه

توی کارهام خللی وارد کنه

با برنامه ریزی دقیق دنبال کارهام هستم و مگه چیز دیگه یی هم مهمه؟

راستش توی دنیای خودم غرق شدم

غافل از اینکه اینا همه ی جوانب نیستن

برای من که این طوریه

هر از چند گاهی یه اتفاقی , مناسبتی , حالت خاصی باعث می شه که

به خودم بیامو و برگردم توی مسیر تعریف شده ام.

ولی این دفعه خیلی فرق می کنه

این دفعه فهمیدم که یه جورای دیگه یی هم زندگی ممکنه

البته برام غریب نبود, ولی حداقل متوجه شدم که وقتی آدم درون موقعیت

قرار داشته باشه این بسیار متفاوته با هر زمان گذشته یا تجربه ی پیشین.

خیلی تلخه که پرپر شدن یکی از عزیزترین ها رو ببینی و بتونی به

کارهای عادی ادامه بدی

وبتونی برنامه ریزی کنی

کار کنی

درس بخونی

به موقع باشی

عصبی نشی

ولی اینا چیزی رو درمان نمی کنه

چون شمع اگر که روشن باشه یعنی اینکه داره می سوزه

داره آب میشه

اصلا مگه می شه که یه شمع هم روشن باشه و هم ازش کم نشه؟

نمیشه

حالا فکر کن یه بادی هم وزیدن بگیره و بخواد اونو خاموش کنه

زودتر از تموم شدنش

خیلی سخته که جلوشو بگیری

همه می دونن

اگه همه حرفی نمی زنن برای اینه که نری تو اون حال و هوا

ولی

من نگرانم

اینبار دیگه کاملا شکه شدم

ودیگه دقیق نیستم

و اینبار دیگه نمی تونم فراموش کنم یه چهره یی رو که همه ی تلاششو

می کنه ولی هر روز دستاش خالی تر از قبل می شن.

اینبار تو دنیای یه نفر دیگه غرق شدم

مثل بقیه

ولی اینجا دیگه نه برنا مه ریزی و نه نظم من به هیچ دردی نمی خورن

وبیشتر از همه ی اینایی که گفتم

نگران تو ام

نکنه بشکنی

نکنه این ظرف را که یه جاهایی داشتی بزرگش می کردی بشکنی

نکنه ببری

کم بیاری

اونوقت همه ی ماها کنارت می شکنیم

کم میاریم

نگرانم.

دوشنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1387

شب در جوار این شهر

تا صبح می گدازم

با پای خود برهنه

سطح تو می نوازم

 

تلخ است و بی تحمل

رویم ز چرخشش لیک

می دانی همچو من چون

افسانه یی و رازم

 

بی تابم و کمی تلخ

سنگی به پای این چرخ

بی حسی نگاهت

آزرد روی بازم

 

اینجا هوا گرفتست

از من نفس کشیدن

مستم تلاشواره

مدهوش سوز و سازم

 

بی رحمی کلامت

فرصت تمام کرده

در کوچه های بن بست

کس نیست چاره سازم

 

پیری به خنده فرمود

در عشق قانعی کن

اما تو نیک دانی

من عبد پر نیازم

 

در حسرت وصالت

منهوم بی حدودم

این پند های دایم

کم نا کند ز آزم

 

هر چند از حضورت

جز عطر غم نمانده

با چشم نیمه بسته

مشتاق این نمازم

 

شاید به وهم ورویا

در این گل آب بی رحم

از ماهیان لعلت

دستی ز جان ببازم

 

باشد که مرد باشم

هنگام دادن جان

تو برده یی و من هم

بر مردی ام بنازم

 

مردی زسرو مردان

تنها , صبور , پنهان

دور از همه حریفان

سوی تو دست یازم

 

کم کن سخن به ظاهر

لب را بدوز صابر

آنرا بگیر دندان

حرفی نزن ز رازم

 

یکشنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1387

این نگهبان سکوت

شمع جمعیت تنهایی

راهب معبد خاموشی ها

حاجب در گه نومیدی

سالک راه فراموشی ها

چشم به راه پیامی ٬ پیکی

گرمی بازوی مهری نیست

خفته در سردی آغوش پر آرامش یاس

که نه بیدار شود از نفس گرم امید

سر نهاده است به بالین شبی

که فریبش ندهد عشوه ی خونین سحر

ای پرستو ٬ برگرد!

(ای پرستو که پیام آور فروردینی)

بگریز از من٬ از من بگریز!

باغ پژمرده ی پامال زمستان ها

چشم به راه بهاری نیست

گرد آشوب گر این صحرا

گرد بادی است سیه

گرد سواری نیست...

 

 

این تکه شعر و تو کتاب نامه ای به دوست دکتر شریعتی دیدم

راستش خیلی به دلم نشسته

البته پنج سالی می شه

الان به نظرم به بهترین وجه ممکن به شرایطم هم نزدیکه

 

سه شنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1387

وقتی که برقها رفت

 

دیدم که شهر حقیرم چه با غرور

 

طرح های خدا هنر ابرهایش را

 

بر چشم منزوی ام روانه کرد

 

شب بی چراغ ما

 

زیباترین شب است

 

ای کاش دلم به خوشیهای چنین تیر و برق و لامپ

 

عادت نکرده بود

چهارشنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1387

بگذر ولی آهسته تر

چشمان من بر پای توست

در وعده گاه قلب من

هر آیینه رنگی جلوست

بگذر ولی غافل نشو

از گفته ها تا خفته ها

این تا ابد تکرار و غم

بی پرده هر دم کار توست

چهارشنبه 14 فروردین ماه سال 1387

اما اینکه تورم وارداتی چقدر نقش داشته باید گفت که تورم وارداتی به 2 صورت در اقتصاد

 داخلی ظاهر می شود

یکی به صورت اثر نرخ ارز است که ما خوب نرخ ارز را تثبیت کرده ایم

پس تورم وارداتی نداریم

یکی هم از طریق تورم در کشورهای طرف تجارت ما

تورم در کشور های طرف تجارت ما بسیار ناچیز است ولی محصولات غذایی در بازار جهانی

 در دو سال اخیر قیمتش خیلی بالا رفته , منتهی اگر بخواهیم تورم داخلی را در بست منصوبش

کنیم به محصولات غذایی , من باید به شما بگویم که باید سبد قیمتها را ببینیم و همانطور که آقای رئیس جمهور گفتند تورم یک میانگین است.

در سبد قیمتها کالاهای خوراکی و آشامیدنی 28 درصد وزن دارد و از این 28 درصد حدود 5

درصد وارداتی است.

آیا تورم را در کل اقتصاد می شود به 5 درصد کالاهای وارداتی نسبت داد؟

همچین چیزی امکان ندارد  زیرا تمام کالاهای وارداتی که افزایش قیمت نداشته اند.

قسمت غذایی افزایش پیدا کرده است.

پس این یک دروغ بزرگ است

و اینکه تورم کنترل شده یک دروغ دیگر است.

نکته بعدی محاسبه ی نرخ اجاره بهاتوسط بانک مرکزی است ووزن اجاره بهادرشاخص تورم

خیلی بالاست , اگر کمتر از واقع براورد کند کل تورم می رود زیر سوال و باید جستجو کنیم و

ببینیم که آیا کمتر از واقع برآورد می کند یا نه

کما اینکه در مقاله یی دیدم که دراقتصاد آمریکا کمتر از واقع برآورد شده بود.

علتش این است که شاخص های ماهانه ی بانک مرکزی نشان می دهدکه نسبت به سال گذشته درهمان زمان برای مهر ماه وآبان ماه سال 86 نرخ ها بالاست

لذا در اقتصاد ایران تورم گرایش فزاینده دارد و می توان گفت که دولت نهم در کنترل واردات

موفق نبوده , در کنترل تورم به هیچ وجه موفق نبوده و علت اصلی تورم هم سیاستهای مالی

 انبساطی دولت نهم و تثبیت نرخ ارز است

سوال دانشجو:

آیا واقعا همیشه افزایش قیمت نفت به ضرر تورم است و نقدینگی را بالا می برد؟

جواب: در مورد مصرف بهینه ی درآمد های نفتی بحث های زیادی مطرح است.

تجربه  ی اقتصاد های نفتی نشان می دهد که اولا منبع نفت یک منبع پایان پذیر است.

منابع پایان پذیر را نمی شود صرف خرج بودجه ی جاری کرد و این عاقلانه نیست.

نفت یک ثروت بین نسلی است و درآمد باد آورده نیست و عدالت بین نسلی حکم می کند که

درآمدهای نفتی سرمایه گذاری شود.

در کشور ما هزینه های جاری بودجه ی ما متاسفانه معادل درآمد های نفتی است و برعکس

است, بدین صورت که هزینه های عمرانی معادل درآمد های مالیاتی است و هزینه های

جاری معادل درآمد های نفتی.

خوب پس قاعده این است که اولا اینها باید سرمایه گذاری شود که در دو جزء این امر

صورت پذیر است.

یکی سرمایه گذاری های زیر بنایی در کشور و یکی هم اینکه اگر ظرفیت جذب اقصاد داخلی

اجازه ندهد , اینرا در سهام بین المللی سرمایه گذاری کنیم و سود آنرا در سالهای آینده وارد

اقتصاد کنیم برای مصارف جاریمان و یا مصارف رفاهی و اجتماعیمان و غیره

قاعده ی دوم این است که درآمدهای نفتی را تا جایی به اقصاد تزریق کنیم که ظرفیت جذب

اقتصاد اجازه می دهد.

هر اقتصادی مثل ایران که مثلا اندازه اش 200 میلیارد دلار است , اجازه جذب خیلی زیادی

از سرمایه گذاری رابیشتر از یک حد معین نمی دهدواگر پول را به این اقتصاد تزریق کنیم

این منجر به تنگناهای اقصادی می شود, این تنگناها در برنامه یی که در شک اول نفتی بود

مثل تنگنای بنادر, راهها, کمبود برق و کمبود نیروی متخصص و کمبود مدیریت بوده.

الان هم در اقتصاد ایران وقتی تزریق زیاد می کنیم انواع تنگنا پیش می آید.

قاعده و معیار سوم این است که بتوانی عقیم کنی اثر پولی سیاستهای مالی را

یعنی اینکه اگر بانک مرکزی ارز فروخت به دولت بتواند اوراق قرضه یی ر ا بفروشد

وپول پر قدرت را مجددا جمع آوری کند از مردم, ولی چون نرخ بهره در ایران خیلی

بالاست , بانک مرکزی قادر به پرداخت سود اوراق قرضه  نیست.

بنابراین راه چاره این است که دیواری بین سیاست های پولی و مالی ایجاد کنیم واستقلال

بانک مرکزی را رعایت کنیم ومجلس اجازه ندهد که دولت ارز خودش را به بانک مرکزی

بفروشد, بنابر این اینجا هم سقفی تعیین می شود وقاعده یی رفتاری است و می شود سوال

کرد که چرا در اثر شک مثبت نفتی در سالهای اخیردر امارات شاهد تورم 2 رقمی نیستیم؟

همچنین در عربستان , کویت و روسیه

اینها صندوق ارزی دارد ولی ما نداریم

البته اسمش را داریم و تزما این است که تزریق کنیم و حتی چند کار برای تسهیل در این

تزریق انجام داده ایم و خلاقیت و نو آوری داشته ایم در این مورد

یکی این که سازمان برنامه ریزی استانها را منحل کرده ایم

دیگری این که سفر های استانی انجام می دهیم و پول توزیع می کنیم

سازمان برنامه ریزی مرکز را منحل کرده ایم

به قواعد بودجه ریزی پایبند نیستیم و بودجه کل کشور را در چهل بند می خواهیم به

مجلس بدهیم

وهمه ی این نوآوری ها برای برداشتن کنترل هاست که با دست با قادربه خرج کردن باشد

 

 

دوستان عزیزم نظر یادشون نره.....

چهارشنبه 14 فروردین ماه سال 1387

چندیست  دل گیر است و من

 درخود چه تنها می شوم

تقصیر کاری هم که نیست

شاید اگر می بود او

سرگرم دعوا می شدم

در آیینه می بینمت

ای چهره ای دلگیر من

چندیست وقت دیدنت در فکر دنیا می شوم

یاران که بسیارند وخوب

یاران که بس یارند و خوب

دلگیریم دیگر به چیست

غصه چرا دی گر که نیست

گفتند دنیایی شدی

سرگرم تنهایی شدی

در آیینه کن بس نظر

در آی نه کن بس نظر

رفتم که شیدایی کنم

دل را درون موجشان

تا کوهها راهی کنم

هرگز ولی آن نیستم

چندیست فکرم این شده

آن بی نشان من نیستم

رفتم که تنهایی کنم

در شامشان در روزشان

گشتم تماما با وجود

در بزم شان گم می شدم

درلطفشان غلتان و چون

اینجا طراوت تا خداست

اینجا ندامت ناخداست

هر روز من روزینگیست

این خوبی از بی چارگیست

دایم منم جاری چو تو

سرگرم صد کاری چو تو

باشد که روزی کم شود

سیر این شکم

پر آن حساب

باشدکه در این روز و شب

گمگشته همچون بی دلان

اندک تمنایی کنیم

با سینه یی چونان کباب

مانند تختین سفره ها

در انتظار وعده ها

صیقل زنان بر نای جان

چندیست رفتند این وآن

 

جمعه 3 اسفند ماه سال 1386

باسلام باید این توضیح را بدهم که باتوجه به تذکردوست خوبم

(امیر جعفرزاده)

 

عنوان این پست و ادامه ی این بحث را یک مقدار تعدیل کردم.

امید وارم که درمورد رسالتی که ازجهت اطلاع رسانی بردوش من قراردارد

کوتاهی نکرده باشم.

 

در این میان بخش مسکن هدف سفته بازی قرار می گیرد و طبیعی هم هست,

 در تورم رونق نفتی اول هم همین اتفاق افتاده در اقتصاد ایران, یکی از نشانه های

 بیماری هلندی این است که در واقع افزایش قیمت کالاهای غیر قابل مبادله بیش از

 افزایش قیمت کالاهای قابل مبادله می شود, مسکن جزو کالاهای وارد شدنی نیست

 و مردم می روند به سمت مسکن. مسکن در شهرهای بزرگ در چند سال اخیر قیمتش

 بیش از دو برابر شده واین ناشی از هجوم دارایی های سرگردان به بازار دارایی هاست.

اگربورس ما خوب بود می رفتند سراغ بورس و حباب ایجاد می شد,

اگر ارز ما کم بود می رفتند سراغ ارز و شاهد تنزل ارزش ریال می شدیم,

اگر بازار جهانی طلا خوب بود می رفتند به سمت طلا,

وقتی نقدینگی در اختیار مردم قرار می گیرد, تقاضا برای پول کم می شود.

در شرایط تورمی تقاضا برای پول کم می شود, چون هزینه ی فرصت از دست رفته ی

نگهداری پول زیاد می شود و بنابراین به اصطلاح می گویند پول داغ (هات مانی)و

هر کسی سعی می کند سریعتر از شر پولش خلاص شود,

واین بدین معناست که پول بیشتر

گردش می کند و دامن یکسری کالا ها را در بازار می گیرد,

سیاست دولت در این شرایط برای مقابله با تورم چیست؟

بدیهی است که وقتی تقاضای کل افزایش پیدا می کند باید با عرضه ی متناسب پاسخ

داده شود, وگرنه قیمت ها بالا می رود, عرضه از دومحل تامین می شود.

یکی از محل تولید داخلی و دیگری از طریق واردات,

طبیعی است که وقتی در ایران رونق نفتی شکل می گیرد و دولت سعی می کند

منابع بیشر نفتی را تزریق کند به اقتصاد, تقاضا بالا می رود و از آن طرف ارز هم

فراوان است وقیمت ارزهم تثبیت می شود ( قیمت اسمی ارز)ودر واردات را

می گشاییم, این تجربه را در دوره ی شاه ملعون هم داشته ایم,

با باز گذاشتن درهای واردات, ایران می شود بهشت وارد کنندگان.

چه کسانی سود می برند؟ طبقه ی تاجر

طبقه ی تاجر سنتی ایران عاشق واردات است و بنابراین بازاری ها و آنهایی که

دستشان در واردات است خوشحال می شوند و پشت دولت قرار می گیرند,

خوب طبعا این کار را ما می کنیم که قیمتهای داخلی را کنترل کنیم و طبعا در

کنترل قیمتهای داخلی هم موفق می شویم, اما این از آن طرف به سر تولید داخلی

چه می آورد؟

عرضه ی زیاد با ارز ارزان توان رقابتی تولید کننده ی داخلی راکاهش می دهد.

این باعث می شود که تولید کننده ی داخلی زیانکار شود چون هزینه های تولیدش

به تناسب تورم در حال افزایش یافتن است ولی قیمت محصولش در بازار به تناسب

تورم افزایش پیدا نمی کند, پس شما باید در چنین شرایطی شاهد رکود بخش

صنعت باشید و همچنین بخش کشاورزی.

در این چند سال اخیر سه میلیون تن شکر وارد کشور شده که نیاز۳سال کشور است.

ما کشت و صنعت ها را سرمایه گذاری کرده ایم, الان محصولاتشان نافروش مانده.

کارگرانشان حقوق نمی گیرند و کارخانه جات قند و شکرما ورشکسته می شوند.

از قرقیزستان, قزاقستان, چین و ... آهن آلات ساختمانی وارد می کنیم,

کالاها و منسوجات چینی وارد بازار می شود,

کفش و پوشاک از ترکیه و چین وارد می شود,تولید کنده گان کفش ایران دچار رکود

می شوند..............

پس این هم یکی دیگر از نشانه های بیماری هلندی است که روی می دهد.

اما اینکه چرا واردات از ۱۸میلیارد دلار به ۳۵میلیارد دلار می رسد و همین طوری

افزایش پیدا نمی کند علتش این است که کشش تقاضایی برایش وجود ندارد,

مگر درآمد چقدر افزایش پیدا کرده؟

دولت نهم دروازه ها را باز گذاشته, هر پدیده یی افزایشی یک حالت اشباهی دارد,

یعنی به صورت منحنی لجستیک درمی آید آخرش(به صورت اس انگلیسی باز شده)

مگر می شود الی غیر النهایه واردات برود بالا و از تولید ملی هم بالا تر برود؟

نمی شود, بنابراین این هنر دولت نهم نیست که واردات را تعدیل کرده,

مثل سن رشد که بچه ها در این سن قد می کشند و کم کم قد کشیدنشان متوقف

می شود, اگر بیشتر شود یک بیماری است.

لذا امکان ندارد واردات بیشتر شود وهنر دولت نهم نیست,

واردات تا جایی که امکان داشته افزایش پیدا کرده و در تاریخ ایران بی سابقه است.

 

ادامه دارد............

 

نظر هم بدید